شیرین از ازور خواست تا در سخنرانی یک استاد به دانشگاه بیاید
رفتم به انجا بعد از روسیاهیش سخت بود اما رفت و با شنیدن حرفهای سخنران نتوانست ساکت بماند ...
اولین نفر کامنت بزار
در حالیکه افراد ناشناس ماسک زده مهمانها را تهدی...
پری باید به نفع ازور د دادگاه رای میداد
...
استاداعظم و ازور باهم دیدار کردند و ازور متوجه ...
پری یکدل شد و به شیرین زنگ زد شیرین باهمان صدا...
هر یک از دختران جای خاصی در خانه انتخاب کردند و...
شیرین تمام کارهای اسباب کشی را انجام داده بود ب...
مهمانان متوجه خبر جدیدی شده و سوژه انفجار بمب ...
بالاخره پری دعوت را برای رفتن به خانه شان در تع...
پری در خانه ازور با کنجکاوی به همه چیز نگاه میک...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است