حکایت هایی از گلستان سعدی-باب اول حکایت سوم
play_arrow

حکایت هایی از گلستان سعدی-باب اول حکایت سوم این آلبوم بهادار می‌باشد

حکایت هایی از گلستان سعدی-باب اول حکایت سوم این آلبوم بهادار می‌باشد

8 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow282
  • thumb_up 0
  • more_vert

ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی، باری پدر به کراهت و استحقار در او نظر می‌کرد، پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر کوتاه خردمند به که نادان بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر.الشاةُ نظیفةٌ و الفیلُ جیفةٌ. اقلُّ جبالِ الارضِ طورٌ و اِنّهُ لاَعظَمُ عندَ اللهِ قدراً وَ منزلا آن شنیدی که لاغری دانا گفت باری به ابلهی فربه اسب تازی و گر ضعیف بود همچنان از طویله‌ای خر به

: ابوالفضل حسن زاده
…