sohrab-sepehri
shenoto podcaster

سهراب سپهری

آلبوم‌ها (10)

روشنی من گل آب

روشنی من گل آب


 روشنی من گل آب ابری نیست بادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آبپاکی خوشه زیست مادرمریحان می چیند نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تررستگاری نزدیک لای گلهای حیاطنور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزدنردبان از سر دیوا ...

2

651

5 سال پیش

اهل کاشانم

اهل کاشانم


اهل کاشانم.روزگارم بد نیست.تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .دوستانی ، بهتر از آب روان .و خدایی که در این نزدیکی است :لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .من مسلمانم .قب ...

10

2,374

5 سال پیش

از سبز به سبز

از سبز به سبز


از سبز به سبزمن در این تاریکیفکر یک بره‌ی روشن هستمکه بیاید علف خستگی‌ام را بچرد.من در این تاریکیامتداد تر بازوهایم رازیر بارانی می‌بینمکه دعاهای نخستین بشر را تر کرد.من در این تاریکیدر گشودم به چمن‌های قدیم،به طلایی‌هایی، که به دیوار ا ...

2

80

5 سال پیش

غربت

غربت


غربتماه بالای سر آبادی است اهل آبادی در خواب  روی این مهتابی خشت غربت را می بویم باغ همسایه چراغش روشن  من چراغم خاموش  ماه تابیده به بشقاب خیار به لب کوزه آب غوک ها می خوانند مرغ حق هم گاهی کوه نزدیک من است : پشت افراها سنجد ها وبیابان ...

4

59

5 سال پیش

از آبها به بعد

از آبها به بعد


از آبها به بعد روزی که دانش لب آب زندگی می کرد،انساندر تنبلی لطیف یک مرتعبا فلسفه های لاجوردی خوش بود.در سمت پرنده فکر می کرد.با نبض درخت ، نبض او می زد.مغلوب شرایط شقایق بود.مفهوم درشت شطدر قعر کلام او تلاطم داشت.انسان در متن عناصر می ...

2

53

5 سال پیش

جنبش واژه زیست

جنبش واژه زیست


جنبش واژه زیست   پشت کاجستان، برف.برف، یک دسته کلاغ.جاده یعنی غربت.باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب.شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط.من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.می نویسم، و فضا.می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشک.یک نفر دلتنگ است.یک نفر می ...

2

86

5 سال پیش

دوست

دوست


سهراب سپهریدوست بزرگ بودو از اهالی امروز بودو با تمام افق های باز نسبت داشتو لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صداشبه شکل حزن پریشان واقعیت بودو پلک هاشمسیر نبض عناصر رابه ما نشان دادو دست هاشهوای صاف سخاوت را ورق زدو مهربانی رابه سمت ما ...

2

74

5 سال پیش

به باغ هم‌سفران

به باغ هم‌سفران


به باغ هم‌سفران صدا کن مراصدا کن مرا.صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.در ابعاد این عصر خاموشمن از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.و تن ...

3

83

5 سال پیش

تا انتهای حضور

تا انتهای حضور


تا انتهای حضورامشبدر یک خواب عجیبرو به سمت کلماتباز خواهد شدباد چیزی خواهد گفتسیب خواهد افتادروی اوصاف زمین خواهد غلتیدتا حضوروطن غایب شب خواهد رفتسقف یک وهم فرو خواهد ریختچشمهوش محزون نباتی را خواهددیدپیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچیدرا ...

2

88

5 سال پیش

آب را گل نکنیم- سهراب سپهری

آب را گل نکنیم- سهراب سپهری


آب را گل نکنیم- سهراب سپهری  در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.آب را گل نکنیم:شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.دست درویشی شاید، نان خشکیده ...

5

412

5 سال پیش