رادیو سودا

رادیو سودا
6
میانگین پخش
56
تعداد پخش
1
دنبال کننده
کاکتوس های بی نشان
  • 4

  • 1 سال پیش
من دریایِ ریخته شده توی استکان آدماییم که یه لیوان آبِ نیم خورده میخواستن تا به نیمه ی پرش نگاه کننمن زخمیِ سنگی ام که به سینه میزدممن همون کاکتوسی ام که سالی یه بارم بهش سر نمیزنناپیزودی دیگر از سری ...
من دریایِ ریخته شده توی استکان آدماییم که یه لیوان...
04:24
  • 4

  • 1 سال پیش
04:24
سوراخ
  • 6

  • 1 سال پیش
زمستان سال اولی که گچ نقطه ای از سقف خانه سوراخ شده بود، زن، عمیقا نمیخندید. زمستان سال دوم که سوراخ بزرگ تر شده بود، زن اصلا نمی خندید. زمستان سال سوم، اطرافِ سوراخِ عمیق روی سقف،  باد کرده بود و هنگ...
زمستان سال اولی که گچ نقطه ای از سقف خانه سوراخ شد...
21:44
  • 6

  • 1 سال پیش
21:44
تاریخ پنهان اندلس
  • 8

  • 1 سال پیش
در سحرگاه سرد زمستانی سال ۱۴۹۲ میلادی، مه غلیظی بر دامنه های سیرا نوادا می‌نشست. در قصر طلایی الحمرا، ابو عبدالله محمد دوازدهم، آخرین پادشاه مسلمان اسپانیا، با دستانی لرزان و چهره غرق در اندوه قرارداد...
در سحرگاه سرد زمستانی سال ۱۴۹۲ میلادی، مه غلیظی بر...
04:54
  • 8

  • 1 سال پیش
04:54
شاهدخت
  • 4

  • 1 سال پیش
خانواده‌ شاهدخت‌ صاحب دو دختر جسور و قوی هستند،در مقابل پسری ندارند‌ که بر اساس عقاید خرافه‌ و گذشتگانشان‌ به عنوان جانشین بر تخت پادشاهی‌ بنشانند؛پادشاه قصد دارد دختر بزرگ خود را به ازدواج مردی از بز...
خانواده‌ شاهدخت‌ صاحب دو دختر جسور و قوی هستند،در ...
03:18
  • 4

  • 1 سال پیش
03:18
آنارام
  • 7

  • 1 سال پیش
اینبار یه مسافرت در پیش داریم به قشنگ ترین فصلِ درخت های جنگل.خودت رو ببین که قدم میزنی کنار یه جاده ی بلند.دو طرف جاده بارون خورده و خاک کنار جاده پر رنگ تر شده،بوی نم خاک و بارون و خنکی هوا پیچیده! ...
اینبار یه مسافرت در پیش داریم به قشنگ ترین فصلِ در...
12:27
  • 7

  • 1 سال پیش
12:27
مردک بی قافیه
  • 4

  • 1 سال پیش
استاد نیما به یاد قدیم که توی اتاقش می نشست و شعر بی قافیه می گفت و چای هورت می کشید، حالا داخل کافه ای دنج که ماه ها خلوت گاهش شده، کنار پنجره ای رو به حیاط کوچک کافه نشسته بود و در حال تایپ شعر جدید...
استاد نیما به یاد قدیم که توی اتاقش می نشست و شعر ...
10:07
  • 4

  • 1 سال پیش
10:07
تنهایی
  • 9

  • 1 سال پیش
خاطرات انگار با تنهایی عجین شده‌اند؛ وسط‌ِ شهر میانِ شلوغیِ آدم‌هایی که برایت آشنا نیستند ردِّ خنده‌هایی بغضِ گلویت را می‌فشارند امّا هر چه‌قدر جست و جو می‌کنی به هیچ چیز نمیرسی....اپیزودی دیگر از سری...
خاطرات انگار با تنهایی عجین شده‌اند؛ وسط‌ِ شهر میا...
07:27
  • 9

  • 1 سال پیش
07:27
رونوشت بدون اصل
  • 7

  • 1 سال پیش
این کتاب روابط عمیق انسانی و فلسفی و در بعضی از بخش‌ها موضوع‌های اجتماعی را در بر می‌گیرد؛می‌توان گفت نویسنده این کتاب از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی می‌باشدکه در موقعیت‌های متفاوت و چالش‌های بزرگ و کوچ...
این کتاب روابط عمیق انسانی و فلسفی و در بعضی از بخ...
04:39
  • 7

  • 1 سال پیش
04:39
Loveable
  • 3

  • 1 سال پیش
این فیلم داستان زنی بنام ماریا را روایت می‌کند که چهار فرزند دارد و با مشکلات و چالش‌های خانوادگی و کاری دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. اپیزودی دیگر از سری پادکست های معرفی فیلم و سریال در رادیو سودا: پادکست...
این فیلم داستان زنی بنام ماریا را روایت می‌کند که ...
03:02
  • 3

  • 1 سال پیش
03:02
ابتدای پایان
  • 4

  • 1 سال پیش
شمعدونی پشت پنجره‌ رنگین کمون رو باور داشت،اما لحظه‌ای که بارون بارید ماه تو آسمون بود؛انتظار نفس می‌کشید،ولی زمان یواش یواش از حرکت کردن دست کشیده بود!اپیزودی دیگر از سری پادکست های دل کست در رادیو س...
شمعدونی پشت پنجره‌ رنگین کمون رو باور داشت،اما لحظ...
02:37
  • 4

  • 1 سال پیش
02:37
shenoto-ads
shenoto-ads