پادکست رندانه به روایت استاد گرانقدر دکتر علیرضا بهرامی به تحلیل و توصیف آثار کلاسیک ادبیات ایران به شیوهای نو میپردازد که کمتر به آنها پرداخته شده است. از حماسههای بلند و غزلهای آتشین تا حکایات پندآموز و سیر و سلوک شعرا و ادبا، «رندانه» سعی در زنده کردن جایگاه ادب و فرهنگ پارسی در زندگی امروز روزگار ما دارد.
[اِف_اِچ]
20 ساعت پیشبشر موجودیاست کشتی شکسته که منتظرِ بادِ موافقه..🤌 خداقوت استاد، مثل همیشه عالیییی
BRAND_USER
5 روز پیششد برقع روی تو چو مهت زلف شب آسا/ سبحان قدیر جعل اللیل لباسا تا کی ز غم سود و زیان رنجه توان برد/ ای خواجه بیا ساغر می گیر و بیاسا دنیا نه متاعی ست که ارزد به نزاعی/ با خصم مدارا کن و با دوست مواسا اسرار نی ار فهم کنی جمله سماعی ست/ لا یمکن ان یدرکها العقل قیاسا راهی ست نهانی ز تو تا دیر مغانی/ جز پیر مغان نیست بدان راه شناسا خواهی که در آن راه خدا پاس تو دارد/ رخساره به خاک ره هر بی سر و پا سا تا صاف نشد جامی از اوصاف من و ما/ ما صادف من راح مصافاتک کاسا 🌷🌷🌷🌷
BRAND_USER
2 هفته پیشدر دام فتاده آهویی چند/ محکم شده دست و پای در بند صیاد بدین طمع که خیزد/ خون از تن آهوان بریزد مجنون به شفاعت اسب را راند/ صیاد سوار دید و درماند گفتا که به رسم دامیاری/ مهمان توام بدانچه داری دام از سر آهوان جدا کن/ این یک دو رمیده را رها کن بیجان چه کنی رمیدهای را؟/ جانی است هر آفریدهای را چشمی و سرینی اینچنین خوب/ بر هر دو نبشته غیر مغضوب دل چون دهدت که برستیزی؟/ خون دو سه بیگنه بریزی؟ آن کس که نه آدمی است گرگ است/ آهوکُشی آهویی بزرگ است... لذت بردیم استاد بهرامی بزرگوار🌷
BRAND_USER
2 هفته پیشچو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری/ خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو، هر حلقهای و آشوبی/ ز سحر چشم تو، هر گوشهای و بیماری مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خواب/ که در پی است ز هر سویت آه بیداری نثار خاک رهت نقد جان من هر چند/ که نیست نقد روان را بر تو مقداری دلا! همیشه مزن لاف زلف دلبندان/ چو تیرهرأی شوی کی گشایدت کاری؟ سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار/ دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری چو نقطه گفتمش «اندر میان دایره آی»/ به خنده گفت که «ای حافظ! این چه پرگاری» دکتر بهرامی بزرگوار، استفاده بردیم🌷
BRAND_USER
2 هفته پیشصوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد/ بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّهباز کَرْد بازیِّ چَرْخ بِشْکَنَدَش بِیْضِه دَر کُلاه/ زیرا که عَرْضِ شُعْبَدِه با اَهْلِ راز کَرْد ساقی! بیا! که شاهِدِ رَعْنایِ صوفیان/ دیگَر به جِلْوِه آمد و آغازِ ناز کَرْد این مُطْرِب اَز کُجاست که سازِ عِراق ساخت؟/ وآهَنْگِ بازْگَشْت به راهِ حِجاز کَرْد؟ ای دِل! بیا! که ما بِه پَناهِ خُدا رَویم/ زآنْچ آسْتینِ کوتَه و دَسْتِ دِراز کَرْد صَنْعَت مَکُن که هَرکِه مُحَبَّت، نَه راسْت باخْت/ عِشْقَش به رویِ دِل، دَرِ مَعْنی، فَراز کَرْد فَرْدا که پیشگاهِ حَقیقَت شَوَد پَدید/ شَرْمَنْدِه رَهْرُوی کِه عَمَل بَر مَجاز کَرْد اِی کَبْکِ خوشخُرام! کُجا میرَوی؟ بِایست!/ غَرِّه مَشو! که گُرْبِهٔ زاهِد، نَماز کَرْد «حافِظ»! مَکُن مَلامَتِ رِنْدان! که دَر اَزَل/ ما را خُدا زِ زُهْدِ ریا، بینیاز کَرْد با سلام و سپاس از کلاس درس استاد بزرگوار، لذت بردم🌷
Sanaz
2 هفته پیشبینظیر و کامل است.👏👏👏👏👏احسنت به این تولید محتوای قوی
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است