brahima
shenoto podcaster

براهیما

داستان‌هایی از ابراهیم سلیمی کوچی با صدای نویسنده

آلبوم‌ها (8)

روی شانه هامان

روی شانه هامان


نگاهت که به او می افتاد قبل از هرچیز دست هایش را میدیدی. دستهای درازِ سیاه‌ سوخته‌ای که به طورِ عجیبی شُل و وِل بود. بی‌کار که می ایستاد نمیدانست دقیقاً با آنها چه کند. هروقت هم عصبانی می‌شد توی هوا می‌چرخیدند و بعد کنارِ درزِ جیبِ شل ...

1

6

4 هفته پیش

مَژید

مَژید


توی یکی از پَرت‌ترین و پریشان‌ترین کوچه‌های تهِ خیابانِ نوّاب خانه گرفته بود. خانه‌ از همان روزِ اوّل شده بود پناهگاهِ هر آواره‌ای که از آبادی‌مان پرت می‌شد به تهران. عصرِ پنج‌شنبه‌ها از کوی دانشگاه پیاده راه می‌افتادم و سرِ‌شب می‌رسیدم ...

1

6

4 هفته پیش

بال پروانه ها

بال پروانه ها


روزی که دیگر نبودم پنجره‌هایِ روحت را باز بگذار تا بتوانم در تو ادامه پیدا کنم. غروب‌ها، هرچه را از من در چشم‌هایت مانده بردار و به خیابان برو و به اولین زنی که از روبرو می‌آید لبخند بزن. جمعه‌ها، به‌جای من، برای پرنده‌ها نان ب ...

1

9

4 هفته پیش

پیشانی

پیشانی


با من چیزی بگو و هفت‌بار در آغوشم بگیر تا اندوهِ جهان به اندازه‌ی هفت‌بوسه کمتر باشد. خدای را، این‌یک‌بار که پیشانی‌ام به‌جای سنگ به شانه‌های تو خورده چیزی بگو! چیزی بگو با این رودِ خشکِ بی‌سامان با این جامانده‌ترینِ مسافرِ ...

1

4

4 هفته پیش

آزیتا و غلام

آزیتا و غلام


... پ.ن:عکاس کاور داستان ابراهیم سلیمی کوچی

1

25

4 هفته پیش

بهنام

بهنام


داستانِ بهنام. بهنام که کاش بود و هنوز به جستجویِ گمشده‌ها می‌رفت... بهنام ساده‌ی ساده بود. از روزی هم که قاطرِ کولی‌ها لغت زد زیرِ گیجگاهش و ده‌روزی خواباندنش بیمارستان ساده‌تر شد. خیلی ساده‌تر. طوری که دیگر هر‌چیز کوچک و بیاهمیّتی ...

4

15

1 ماه پیش

عفت

عفت


داستانی درباره‌ی آدم‌ها و دلتنگی‌ها. درباره‌ی عفت که پیغامِ خیلی‌ها را می‌آورد و می‌برد. شبیهِ خبرهایی بود که می‎آورد. یعنی قیافهاش شبیه خبرهایی میشد که با رشته سیمهای مخابرات به خانه‌اش می‌آمد. از راه رفتنش و از ذرّه ذرّه ی تکان های ت ...

3

81

1 ماه پیش

تیمور

تیمور


دوید و راست از تیرِ کنارِ دیوار رفت بالا. طنابِ قرمزِ رنگ‌ و رو‌رفته‌ای دورِ کمرش بود. سرِ طناب را گره زد دورِ تیر و معلّق شد توی هوا. جمع شدیم و برایش کف زدیم، هورا کشیدیم، رقصیدیم. گفت: «دیدین تو تلویزیون چه‌طور لامصّبا از صخره‌ها می ...

3

19

1 ماه پیش