adultclub
shenoto podcaster

کافه بزرگسالی

کافه بزرگسالی، یک کافه ی خیالیست که آدمهای مختلف با تجربه های گوناگون شان، سر میزهایی نشسته اند ما هر بار، روبروی یکی شان می نشینیم و حرفهایش را می شنویم. ایده این کار در تابستان 95 شکل گرفت و در تابستان 96 اولین قسمت آن منتشر شد ... کافه بزرگسالی جاییست که در آن حرفهای خودتان را می شنوید ، کسی به شما چیزی نمی آموزد زیرا در راه بزرگسال شدن، همه آن را آموخته اید ، ما فقط آن را تکرار می کنیم که بدانید در این سفر تنها نبوده اید

آلبوم‌ها (40)

40__کافه بزرگسالی__دلبرانه

40__کافه بزرگسالی__دلبرانه


حرفهای زیادی برای پایان بخشیدن به یک گفتگو وجود دارد. خدانگهدار، سایه ات مستدام، ایام به کام ، به امید دیدار، به سلامت، فعلن، تا بعد ... آرزوهایی که برای مسافران محبوبمان می کنیم. به امید اینکه باز ببینیمشان و یا در حد فاصل هجران و دیدا ...

0

1,604

0

4 ماه پیش

39__کافه بزرگسالی__در جستجوی شادی

39__کافه بزرگسالی__در جستجوی شادی


بالاخره یه تابستونی میاد و می ره و ما بعدش می فهمیم بچه گیمون هم باهاش رفته، دیگه آدم بزرگ شدیم ، به فصلی رسیدیم که بهش می گن پایان معصومیت، آغاز بزرگسالی ... اون سال، من هم قرار بود توی تابستونش بزرگ شم، برم سر کار و از زندگی سهمی بر ...

0

1,532

0

5 ماه پیش

38__کافه بزرگسالی__در ستایش دشمنی

38__کافه بزرگسالی__در ستایش دشمنی


از آن آیه هاییست که در دم ایمانش می آوری ، هنگامی که می گویی می روم و نگاهش می گوید: "به جهنم" ... رُخیست که هیچ بَزَکی دگرگونش نمی تواند کند. می فهماند: چیزی ناب و خالص در حال وقوع است. چیزی که بر هر دوستی و مصاحبتی ارجح است ، بر هر ...

0

912

0

5 ماه پیش

37__کافه بزرگسالی__مَدروزگی

37__کافه بزرگسالی__مَدروزگی


+ چای می خوری یا قهوه ؟ - چای + چای ؟ - آره + چایی خور نبودی تو ؟!!! - خخخ ، شدم ! ... اینا چیه می نویسی؟ + دارم با اجازه ادبا و حُکما، یه مفهوم جدید رو به فرهنگ لغات اضافه می کنم - چی هست این مفهوم جدیدت ؟ + مَد روزگی - چی چی ...

1

858

0

6 ماه پیش

36__کافه بزرگسالی__میزبان

36__کافه بزرگسالی__میزبان


چرا با اینکه همه مون می دونیم مسکن چیه و به چه کاری میاد باز هم روی قرص مسکن می نویسند، فقط در هنگام درد مصرف شود ؟ توهم بدی ه که کسی فکر کنه درون همه ی آدمها رو می شناسه ،،، ولی معمولا هر کسی واسه این توهم، دلایل قانع کننده ی خودش رو ...

1

1,084

0

6 ماه پیش

35__کافه بزرگسالی__گناهکار

35__کافه بزرگسالی__گناهکار


آنگاه که سکه خورشید، شرق آسمان را با انوار طلایی خویش روشن کند و خنکای باد صبحگاه، رخوت را از چشمان به هم دوخته ی آسودگان، بِرُباید، هنگامه ی فراخوانی گناهکاران شب زنده دار، پس از بزمی آلوده ، فرا می رسد. ناقوسها به صدا در آمده تا آنان ...

0

903

0

6 ماه پیش

34__کافه بزرگسالی__بودن یا نبودن

34__کافه بزرگسالی__بودن یا نبودن


شاید لازم باشه برای گفتن این داستان، اول، یه کم مقدمه چینی کنم ، هر چند وقتی آدم برای گفتن یک چیزی مقدمه چینی می کنه و هی توضیح می ده، یعنی یه بخشهایی از داستان، مورد تاییدش نیست، بهش افتخار نمی کنه، شرمساره، احساس ضعف و خسارت و گناه می ...

0

749

0

6 ماه پیش

33__کافه بزرگسالی__شاهد عینی

33__کافه بزرگسالی__شاهد عینی


+ [مرد سعی می کند مودب و موقر باشد] سلام خانم ... می تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم ؟ - [با لحنی خونسرد و بی تفاوت] همینجوری ایستاده می خوای این کار رو بکنی ؟ ... صندلی رو بکش عقب ، قشنگ بشین سر میز ، هم به من احترام بگذار هم به حرف خود ...

1

863

0

6 ماه پیش

32__کافه بزرگسالی__از تنهایی تا تنهایی

32__کافه بزرگسالی__از تنهایی تا تنهایی


برای هر کسی یه جوری اتفاق می افته اما اول همش یه چیزه ... خیلی احساس تنهایی می کنی ... و همزمان با خودت فکر می کنی : وای من چه آدم فوق العاده ای هستم ... چه احساسات نابی دارم ... چه شخصیت بی همتایی دارم ... چقدر با استعدادم ... چه آینده ...

1

1,992

0

6 ماه پیش

31__کافه بزرگسالی__حماسه ی بوکسور

31__کافه بزرگسالی__حماسه ی بوکسور


وقتی یه سکه رو می ندازید بالا 50 درصد احتمال داره شیر بیاد ، 50 درصد احتمال داره خط بیاد ، حالا اگه 99 بار سکه رو انداختید بالا و شیر اومد، برای بار صد ام چه مقدار شانس رو برای شیر یا خط قائلید ؟ بوکسورِ لت و پار شده، دیگه مطمئن بود ...

1

818

0

6 ماه پیش