Radio-lazhvard
shenoto podcaster

رادیو لاژورد

رادیو لاژورد تصویری که میتوانید بشنوید. یک تجربه ی شنیداری متفاوت برای کسانی که میخواهند دقایقی از میان خانه ناپدید شده و با ما در میان یک اتفاق چشم باز کنند. در میان جنگ تیر بخورند، کنار ساحل چشم باز کنند یا فقط یک شلوغی ساده را بشنوند. در رادیو لاژورد سعی میشود تا شما تصویری را بشنوید و در میان یک داستان چشم باز کنید. مفتخریم که همراهان شما در این سفر هستیم. در جایی آرام بنشینید، هندزفری را در گوش ها فشار داده و هرچه تخیل دارید پشت چشم ها قرار دهید.

آلبوم‌ها (10)

صدای پای بهار

صدای پای بهار


بهار برای هرکداممان یک روز از راه رسیده،یک روز که حواسمان نبوده یا شاید روزی که مدتها به انتظارش نشسته ایم! بهار برای هرکداممان قصه ای دارد و در چمدانش سوغاتی دارد که دلمان برایش غنج رفته است! بهار برای هرکداممان رنگی دارد،گاهی سفید و د ...

0

93

4 هفته پیش

ایران دخت

ایران دخت


گاهی رد پای یک داستان در دل تاریخ ماندگار میشود. همانند داستان دختران قلعه گلاب، در دشت ماهور، که بیش از ۲۰۰ سال پیش در زمان سلطنت قاجار به وقوع پیوست، اما هنوز هم در دل مردمان نور آبادزنده است و برگ زرین اما پردردی است از دفتر این سرزمین

0

174

5 ماه پیش

کیمونو 1

کیمونو 1


"برای بهبود کیفیت از هدفون استفاده کنید" ? ?پادکست کیمونو ?اپیزود یکم نائوکو عکس پدرش را در کشوی اول کمدی گذاشته بود که در ورودی خانه قرار داشت. اما موقع برداشتن آن متوجه نامه ای سربسته شد. پشت آن نوشته شده بود: کوکورا، پایگاه هشتم ا ...

0

38

7 ماه پیش

گانول اپیزود پایانی

گانول اپیزود پایانی


?پادکست گانول ?ا‌پیزود سوم میا دست بر خطوط طلایی روی جلد کتاب می‌کشد. ((جهان در تاریکی -نوشته سارگن اولین پادشاه گانول)) من دیدم که رشد موهای رایمون بعد از مرگش هم ادامه می یابد و آنقدر بلند می شود تا روزی تاریکی تمام جهان را فرا می ...

0

37

8 ماه پیش

گانول2

گانول2


?پادکست گانول ?ا‌پیزود دوم جویندگان کتاب جهان در تاریکی، پس از عبور از جنگل ریموند فارست، مرداب و گورستان اطراف آن و پشت سر گذاشتن سختی های مسیر، وارد دهکده گانول شدند...

0

30

8 ماه پیش

گانول

گانول


در عبور از گورستان مه آلود، نیکلاس لِموری طوسی با دمی راه‌راه را می بیند که به جز چشمان زرد رنگش، تمام بدن آن مانند مجسمه‌ای خشک شده است و تکان نمی خورد. او می‌ایستد و براندون که متوجه این موضوع شده است، به او می گوید(( این سزای کسانی ا ...

0

47

9 ماه پیش

درهای آبی

درهای آبی


همیشه خیال میکنم که وسط خیابون دارم راه میرم. سرامیک سفیدای کف اتاق با دیوارای سفیدش همیشه شبیه زمستون سرد و بی روحه. امروزم میخواستم مثل همیشه برم تو خیابون اما این دیوارا زود شبیه اتاقم میشن...

0

38

10 ماه پیش

تعاونی 13

تعاونی 13


و برای او در آن تاریکی ترسناک یک لامپ صد ، می توانست روزنه ی امیدی باشد به وسعت یک کویر...

0

190

11 ماه پیش

کافه موسیو

کافه موسیو


کاش میشد رویایی شد

0

67

1 سال پیش

قبیله ای دور

قبیله ای دور


مهم نیست که نگهبان تو الان کجاست. تو اسمونا؟ توی قلبت؟ یا شاید شبیه به تنه یک درخته..؟ مهم اینه که تو بهش اعتقاد داری و نگاهش میکنی. آخرین بازمانده ی یک جنگ، همون کسیه که لحظه ی اخر به نگهبانش نگاه میکنه.

0

90

1 سال پیش