آنگاه ، خورشید سرد شد
و برکت از زمینها رفت
و سبزهها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجرههای پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامه ی خود را
در تیرگی رها کردند..
(فروغ فرخزاد)
آقا سه دقیقه آخر صدای آهنگ زیاد بود به زحمت صداتون شنیده میشد
داستان ترسناک : نیمرخ هیولا
8.6K
4 سال پیش
داستان مهندس کیکان و خانه پر رمز و رازش و هیولای نیمه انسان و عجیب الخلقه ای که در آن پنهانش کرده......
داستان مهندس کیکان و خانه پر رمز و رازش و هیولای ن...
39:51
8.6K
4 سال پیش
39:51
داستان ترسناک : اشک خدا
10.6K
4 سال پیش
این داستان راجب حوادث کابوس واریست که طی یک شب در حوالی لواسان اتفاق می افتد.....
این داستان راجب حوادث کابوس واریست که طی یک شب در ...
16:58
10.6K
4 سال پیش
16:58
داستان ترسناک : مانکن
8.4K
4 سال پیش
داستان در یک شب زمستانی حوالی میدان ولیعصر اتفاق می افتد ، عابران بی تفاوت زیر بارش باران در حال عبور از جلوی ویترین مغازه ای با مانکن هایی پلاستیکی هستند اما......
داستان در یک شب زمستانی حوالی میدان ولیعصر اتفاق م...
13:23
8.4K
4 سال پیش
13:23
داستان ترسناک : خاطرات شوم
11.5K
4 سال پیش
خاطرات شوم داستان ترسناکی ایرانی است راجب پیرمردی که توسط شیطان تسخیر شده بوسیله هیپونتیزم رازهای تاریکی از گذشته را بازگو میکند....
خاطرات شوم داستان ترسناکی ایرانی است راجب پیرمردی ...