توضیحات
به آزادیست ازخرد هرکسیچنانچون ببالد ز اختر بسیدلت مگسل ای شاه راد از خردخرد نام و فرجام را پروردمنش پست وکم دانش آنکس که گفتکنم کم ز گیتی کسی نیست جفتچنین گفت پس یزدگرد دبیرکه ای شاه دانا و دانشپذیرابرشاه زشتست خون ریختنبه اندک سخن دل برآهیختنهمان چون سبک سر بود شهریاربداندیش دست اندآرد به کارهمان با خردمند گیرد ستیزکند دل ز نادانی خویش تیزدل شاه گیتی چو پر آز گشتروان ورا دیو انباز گشتو رایدون که حاکم بود تیزمغزنیاید ز گفتار او کار نغزدگر کارزاری که هنگام جنگبترسد ز جان و نترسد ز ننگتوانگر که باشد دلش تنگ و زفتشکم زمین بهتر او را نهفت