ادوارد برنیز پدر علم روابط عمومی، که به او استاد نامرئی دستکاری افکار عمومی هم میگویند. داستان ما درباره یکی از ضدانسانیترین پروژههای روابط عمومی و بازاریابی است که زندگی میلیونها نفر را نابود کرد.
او در سال ١٩٢٨ کتابی نوشت به نام پروپاگاندا که این گونه آغاز میشد:
"دستکاری هوشیارانه و هوشمندانه عادتها و عقاید سازمانیافته تودهها یکی از عناصر مهم جامعه دموکراتیک است. آنها که این سازوکار نادیده جامعه را دستکاری
میکنند دولتی نامرئی را تشکیل میدهند که قدرت واقعی حاکم بر کشور ما است."
در بطن کارهای برنیز دو باور اصلی بود:
اول این که تودهها بیش از حد احمق و بیعقلند و بیش از حد تحت تاثیر عواطف و تکانهها که بتوان به تصمیم آنها اعتماد کرد.
این البته همان استدلالی است که در طول تاریخ برای توجیه استعمار، دیکتاتوری، انکار حق رای زنان و فقرا و امثال آن استفاده شده است.
بعد از جنگ جهانی اول بیشتر افراد بالای سن قانونی پس از سالها مبارزه در بیشتر کشورهای غربی حق رای پیدا کردند. این باعث شد که وظیفه دستکاری افکار تودهها و اطمینان از اینکه آنها کنترل را به دست نمیگیرند به الویت فوتی و فوری برنیز و مشتریانش تبدیل کرد.
ادوارد برنیز، که به عنوان پدر روابط عمومی مدرن شناخته میشود، یک پیشگام اتریشی-آمریکایی در زمینه روابط عمومی و تبلیغات بود. او در سال 1891 متولد شد و در سال 1995 درگذشت. برنیز با استفاده از اصول روانشناسی و جامعهشناسی، به شرکتها و سازمانها کمک کرد تا افکار عمومی را شکل دهند و با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند.
این پادکست از مقاله زیر برداشت شده است:
چطور پدر علم روابط عمومی، زندگی یک ملت را نابود کرد.اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است