و برای او در آن تاریکی ترسناک یک لامپ صد ، می توانست روزنه ی امیدی باشد به وسعت یک کویر...
با صدای
تیم رادیویی لاژورد
دسته بندیها
هنر
رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
داستان
Avatar
کاربر شنوتو
اولین نفر کامنت بزار
کافه موسیو
327
6 سال پیش
کاش میشد رویایی شد...
کاش میشد رویایی شد
12:39
327
6 سال پیش
12:39
قبیله ای دور
311
6 سال پیش
مهم نیست که نگهبان تو الان کجاست. تو اسمونا؟ توی قلبت؟ یا شاید شبیه به تنه یک درخته..؟
مهم اینه که تو بهش اعتقاد داری و نگاهش میکنی.
آخرین بازمانده ی یک جنگ، همون کسیه که لحظه ی اخر به نگهبانش نگا...
مهم نیست که نگهبان تو الان کجاست. تو اسمونا؟ توی ق...