گویا برخی سخنان پیشتر از زبانِ جان برخاسته اند. چنان در پرده روح می نشینند که گویی راوی دیرین احوال ما بوده اند.
این شعر با قلم هوشنگ چالنگی میراثی است از نیاکان ما که با طنین احساس و اندیشه به ما رسیده است.
باشد که ما نیز به آیندگان هدیه ای گران سنگ تر از انچه دریافت کردیم ارزانی داریم.
لینک دسترسی به اپیزود های بیشتر در رسانه های دیگر
telegram:[https://t.me/vajcast]
instagram:https://www.instagram.com/vajcast_pod
castbox:https://castbox.fm/va/6678908
اولین نفر کامنت بزار
پیام اپیزود جدید واجکست: به این می اندی...
من همه در حکم تو ام، تو همه در خون منی ...
پیام این اپیزود: برای رفتن تردید داشتم،...
پیام این اپیزود: هر سفر آغاز مکاشفه ای ...
پیام این اپیزود: از سکوت می گویم از گره...
شرح غمت تمام نگفتیم همچنان
پیام این اپیزود: ما نمی دانم که زندگی م...
کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل ...
پیام این اپیزود: گاهی یک ملاقات ساده می...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است