• 4 سال پیش

  • 0

  • 40:42

هان! - شب ۲۳ - سروهای دیده‌دوخته

!هان
0
توضیحات

شب بیست و سوم | سروهای دیده‌دوختهروز آخر که علی مرتضا با فرق شکافته و روی زرد در بستر شهادت خفته بود، گفته بود که فرزندان فاطمه بمانند و بقیه بروند. عباس که آمد بلند شود، علی گفته بود که تو هم بمان. بعد دست حسین را گرفته بود و در دست عباس گذاشته بود. یعنی عباسم! حسینم را به تو می‌سپارم. ... حالا عباس، اول سه برادرش را فدای حسین کرده بود و نوبت به خودش رسیده بود. چه پسرهایی ام‌البنین! چه پسرهایی!اینک پادکست «هان! تشنه‌لبان»تهیه شده در گروه پادکست‌های «همیشه در میان»صاحب امتیاز «های‌وب» Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads