دل من هنوز کفش هایت را کنار در گذاشته؛ مبادا روزی برگردی. من هنوز بر مزار وعده هایمان هر پنجشنبه، فانوس روشن میکنم، مبادا در ره سرمد رفتنت ترسان بمانی.
گاهی هم ادم دلتنگ کسی میشه، که هیچوقت نیومده که بره… و چقدر حسرت که کاش اون روز میگفتیم واقعیت اینه « میخوام که بمونی.»
Bary zanbory
1 سال پیشچقدرر دوسشش داشتمممم
melika.z
1 سال پیشبینظریییهههععع
melika.z
1 سال پیشبهت افتخار میکنمممممم
melika.z
1 سال پیشببببببهههه
melika.z
1 سال پیشچقددددد قشنگهههههه
melika.z
1 سال پیشچقددددد منظرررررر بودییییمممم
melika.z
1 سال پیشصدای قشنگ دوستمممممم
melika.z
1 سال پیشببببههه
Bary zanbory
1 سال پیشاخخ دلم برای صداتت تنگ شده بود
Bary zanbory
1 سال پیشبالاخرههعههه
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است