نوجوانی بودم که از واسطه عشق به حالا جهش کردم، هراس که چشمانت جوانی ام را رخت کهنسالی بپوشاند، از نو جهانی دیدم با توجیه فراموشی، هرآن میآید که مرگ مرا از زندگی به هوش آرد.
من مسیری که باهم رفتیم و تنها دارم برمیگردم، اینجا همه چیز همون چیزیه که تو برای من ساختی، هنوز هیچی عوض نشده، همه چیز هنوز سرجاییه که تو چیده بودی، حتی منم همونی ام که تو عاشقش کرده بودی....
من مسیری که باهم رفتیم و تنها دارم برمیگردم، اینجا...
06:18
23
1 سال پیش
06:18
پادکست شماره ۲ : ماه
18
1 سال پیش
یادمه پلک که میزد انگار بقول ما عکاسا یه شات از شکار لحظه این دنیا توی چشماش ثبت میشد، اصلا یجورایی بهترین لحظات منم با آخرین نگاهش شکار شد, یعنی مرد، یعنی انگیزه ایی برای گذر دوران براش نمونده بود....
یادمه پلک که میزد انگار بقول ما عکاسا یه شات از شک...
05:05
18
1 سال پیش
05:05
پادکست شماره ۱ : من فراموش شدم
20
1 سال پیش
الان نمیدونم چند سال شد، اما موهام داره سفید میشه، یادمه قرار بود اولین موی سفیدمو بزاری توی دفتر خاطراتت و بگی پیرش کردم...الان جای یه تار یه شقیقه سفیده، یه سرزمین برفی که سردی جای خالیت تبدیل به ای...
الان نمیدونم چند سال شد، اما موهام داره سفید میشه،...