دیدالوس معمار چیره دست ، ایکاروس را با بالهایی که از موم و پر ساخته شده بود به آسمان فرستاد تا پرواز کند و از زندانی که در آن گیر افتاده بودند ، بگریزند.. اما وسوسهی آسمان و شور پرواز ایکاروس را فرا گرفت و اینگونه ایکاروس بی توجه به هشدار پدر به سمت خورشید پرواز کرد. او بالاتر و بالاتر رفت، تا آنکه آفتاب، موم بالهایش را ذوب کرد... و ایکاروس، با آزادیای کوتاهمدت و شورانگیز، به دل دریا سقوط کرد. این داستان، تصویری است از جسارت خام که مارا وادار می کند بالاتر از مرزهای ایمنی مان پرواز کنیم ، حتی اگر سقوط بهای آن باشد.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است