از متن : " احساس می کردم که بین استخوان ها و مغز سرم ، جایی که مایع غلیظ محافظ جریان دارد. تصاویری مبهم پیاپی موج می زنند، این تصاویر از یک تصویر اصلی ، تصویر بدن سپید زنی ، به گونه ای خارق العاده نورانی در تاریک روشنی یک اتاق، بدنی نورانی چون جسمی پرتو افکن نشات می گرفت و این مانند سرزمینی پر از فرشتگان بود که با توسل به چشم هایم از آن خود می ساختم، در ذهنم جا می دادم و با تب و تاب عاشقی ام در هم می آمیختم. .... "
ترانه پایانی : " کجایی ای عشق؟" با صدای شهریار آریایی
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است