وقتی به حرمت میروم، از دست صیاد روزگار آهو صفت میدوم و خود را به آغوشی میاندازم، مهربانتر از آغوش مادر و از آنجا بوی خدا میآید، بوی علی، بوی زهرا، بوی حسن و بوی سیب و بوی حبیبم حسین؛ که آنجا فرشته صفتی به جسم خالیم روحی تازه بخشد؛ که کوله بار دردهایم را لحظهای بر زمین بگذارم و نفسی تازه کنم.
اولین نفر کامنت بزار
صدایی از دل تاریخ،روایتی برای امروز
<...
خیلی اضطراب داشت
درمانده بود
دریا آرام بود، اما دل ایران طوفانی شد...
...
یک خاطره کوتاه از شهید علمدار
روایتی ناب از عشق، جهاد و انتظار❤️
دهه کرامت، روایت دل هاییست که به یاد اهلبیت(ع...
تولدت مبارک بانوی مهربونی که اسمت دختره...❤️
صدایی از دل تاریخ،روایتی برای امروز
<...
روایتی ناب از عشق، جهاد و انتظار❤️
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است