قدیمترها، وقتی تازه دانشجوی رشته بهداشت حرفهای شده بودم، از خودم میپرسیدم: "ایمنی و بهداشت یعنی چی" ؟
راستش رو بخواهید، جواب قانع کنندهای نداشتم. شروع کردم از همکلاسیها و اساتید پرسیدن. اما چیزی دست گیرم نشد. خلاصه این سئوال با من بود تا وارد بازار کار شدم و باز هم "ایمنی و بهداشت یعنی چه"؟ و البته این بار با رنگ و بوی شدیدتر چون دیگه بحث کلاس و درس و موضوعات آکادمیک نبود. دیگه واقعیت بود.
و حالا که سالها از اون روزا میگذره، دیگه از نظر من ایمنی و بهداشت یک نوع پارادایم است و پارادایم یکی از پایههای فکری و در نتیجه رفتاری انسان هاست.
به باور من، ایمنی و بهداشت یک داستانه. توی این داستان کار ما فقط جلوگیری از حوادث نیست. ما در حال خلق روایت های زندگی، تاب آوری و مراقبت هستیم.
هر کاری که ما میکنیم نقطه عطفی در داستان ما است. کار ما در باره مردم، داستانهاشون و آینده ایی است که به حفظ جان ها کمک میکند. پس با اشتیاق داستان های ایمنی و سلامت خود را بنویسید چون این یک هنر در قلب همه ما است.
ما میتونیم کسی را استخدام کنیم که جایمان رانندگی کنه، برایمان خرید کنه، جای ما کار کنه و درآمد کسب کنیم اما نمیتونیم کسی را استخدام کنیم که جایمان بیمار بشه، درد بکشه و رنج آن را تحمل کنه. زندگی از دست رفته دیگه بر نمیگرده.
ما میتونیم صدها مشکل داشته باشیم، تا وقتی که بیمار نشیم، اونوقت فقط یک مشکل داریم ناگهان هم چیزهایی که نگرانشون بودیم بی اهمیت میشن. سلامتی فقط یک چیز معمولی نیست، همه چیزه. ولی ما این رو در ک نمیکنیم تا وقتی که از دستش بدیمش و بعد رویاها فراموش میشن، خوشبختی محال به نظر میرسه، و زندگی رنگش رو از دست میده. الان که هنوز داریش قدرش رو بدون و این جمله رو یادت بمونه:
سلامتی تاجیه که آدم سالم رو سرش داره اما فقط ی بیمار میتونه اونو ببینه
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است