بخشی از متن: " بین لوئیز امور و نوری که اندامش را در بر می گرفت خزیدم و مزیت اتم های هوا را که بی هیچ احتیاط او را لمس می کردند ، از آن خود ساختم ، به شکل کودکی، اتمی ، زنبوری درآمدم که می رفت تا روی برجستگی شیرین لبهای او له شود(...) دیگر معبودی جز او نمی خواستم . "
ترانه پایانی : گروه چارتار ترانه به نام : "هندسه"
اولین نفر کامنت بزار
بخشی از متن: " چهره او خورشیدی بود که روح من هر...
" در نامه ام چند کلمه ای نوشته بودم که درباره ع...
" من عاشقانه به زن مورد علاقه ام می نگریستم و ت...
هر عشق و محبتی ما را به دوران کودکی مان باز می ...
تصویر : گلهای ستاره ای درخت زیزفون
<...
" ما میخواهیم که دوستمان بدارند. خواستن در این...
" زندگی انسان های خلاق زندگی پر تلاطمی است .......
مارینا متنی از کتاب الاکلنگ
مارینا ایوا...
آقای فاخته متنی از کتاب الاکلنگ
"هیچ بود...


تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است