• 8 سال پیش

  • 2

  • 11:09

مرا صدا کن

داستان شب
0
توضیحات
اول اینجا تو آسایشگاه به من می گن حصیر بباف ، نقاشی کن، خط بنویس اما من به کی بگم مادرزاد غواصم . بابام هم غواص بود. بابای بابام . اون هم بابای بابای باباش و بازم بابای باباش. همگی غواص بودند. بچه که بودم وقتی به بابام گفتم من رو کی می بری دریا ؟ بهم نگاه کرد و گفت : بِچه هر موقع قدت اندازه مو شد می بِرومت دِریا. منم بهش نگاه کردم و بی اعتنای نگاه من می رفت که بره دریا...داستان "مرا صدا کن . . ."نویسنده و خوانش : محمدامین چیت گران

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads