گریه های بابا بیشتر از مامان ناراحتم می کرد. دیشب هم که برای دیدن من به خانه عمه آمده بود، به زور خودش را کنترل کرده بود وگرنه خوب می دانستم که در دل بابا چه آشوبی است...
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او تقریبا از تمام وقایع روزمره من خبر دارد و من نیز از تمامی زندگی او باخبر هستم. من و نرگس شاید بیشتر شبیه خواهر هستیم تا دوست......
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او...