داستان جالبی از خودم ساخته بودم اما قسمت بد ماجرا اینجاست که این داستان واقعیت نداشت و من هم از گفتنش خیلی مطمئن نبودم، ولی با این حال بابا امیدوار شد و به خانه ی مادربزرگ زنگ زد...
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او تقریبا از تمام وقایع روزمره من خبر دارد و من نیز از تمامی زندگی او باخبر هستم. من و نرگس شاید بیشتر شبیه خواهر هستیم تا دوست......
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او...