خوشبختانه یا متاسفانه پس از مدتی پدرم دنبالم آمد. از خانم مدیر و خانم معاون تشکر کردم و به همراه پدر سوار ماشین شدیم. به صورتش نگاه کردم. کمی گرفته بود. انگار نگران چیزی بود...
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او تقریبا از تمام وقایع روزمره من خبر دارد و من نیز از تمامی زندگی او باخبر هستم. من و نرگس شاید بیشتر شبیه خواهر هستیم تا دوست......
نرگس همکلاسی من و البته صمیمی ترین دوست من است. او...