user
  • 3 سال پیش

  • 239

  • 19:49

مظلوم بی‌یاور!

۵۷ هرتز
0
توضیحات

شب اول محرم رسید...


از صاحب محرم خواسته بودم مالی که ازم رفته بود برگردد، که برنگشت!

بعد خواستم بخشی از آن را خود آقا برگرداند، که برنگرداند!

بعد خواستم اعتبارم را نگیرد، که گرفت!

بعد خواستم آبرویم را نریزد، که ریخت!

بعد خواستم کمکم کند که سرپا شوم، که نکرد!

بعد خواستم جانم را بگیرد، که نگرفت ...


با صدای
دسته بندی‌ها
داستان
سرگرمی
جنایات واقعی

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
محرم
اباعبدالله
پادکست
shenoto-ads
shenoto-ads