توضیحات
سلام خاتون
چند دهمین نامه بی جوابم را می نویسم برایت . می نویسم که بدانی چگونه می گذرد این روزهایم بی تو !
این جا روزها آتش می بارد از آسمان روی سرم . تو اما دست برنمی داری از سرم. شره نمی کنی . کم نمی شوی . آب نمی رود یادت در ذهنم . اینجا شب ها طوفان سوز و سرما رد می شود از تنم . تو اما دست بر نمی داری از تنم. سرد نمی شود خاطرت . یخ نمی زند گرمی جای دستانت . اینجا تا دلت بخواهد عاشق پیدا می کنی خاتون ...
دسته بندیها
کتاب و مقاله
هنرهای نمایشی
داستان های نمایشی
تگ ها
کرشمه
عاشقی
عشق
خاتون
داستان شب
کتاب صوتی
داستان صوتی
داستانک