نویسنده: علی شاپری
زندگی برای بسیاری از ما، مسیر همواری نبوده است؛ گاهی میدان مبارزه بوده و گاهی آزمونی برای ایستادن و دوباره برخاستن.
من، علی شاپری، در نخستین روزهای مهرماه ۱۳۵۴، در روستای چالآبزا، از توابع بخش سوسن ایذه، به دنیا آمدم؛ فرزند خانوادهای پرجمعیت و کارگری. پدرم، مرحوم علی جمعه، مردی از همان نسلی بود که برای تأمین زندگی خانواده، ناچار شد رنج کار و دوری از خانه را به جان بخرد و برای یافتن نان، راهی شهرهای دیگر شود.
من از کودکی فهمیدم که زندگی به کسی بدهکار نیست. به جای آنکه تمام کودکیام را با بازی و آسودگی بگذرانم، خیلی زود با کار آشنا شدم؛ از دستفروشی و فروش آب یخ در میان مردم، تا شاگردی در میوهفروشی و تعمیرگاه خودرو. هر کار، برای من یک کلاس بود؛ کلاس زندگی، مردمشناسی و آموختن معنای تلاش.
اما در کنار کار، کتاب را هم رها نکردم.
میخواستم از میان گردوغبار سختیها، راهی به سوی روشنایی پیدا کنم. میخواستم بدانم چرا بعضی آدمها فرصت بیشتری برای زندگی دارند و چرا بعضی دیگر باید برای ابتداییترین خواستههایشان، چند برابر تلاش کنند.
شاید همین گذشته بود که بعدها مرا به فعالیت اجتماعی نزدیک کرد؛ اینکه درد مردم را فقط از دور تماشا نکنم، بلکه تا جایی که توان دارم، کنارشان باشم.
امروز اگر از مردم، کار، محرومیت، امید و ساختن دوباره سخن میگویم، بخشی از آن را زندگی کردهام.
این روایت، بخشی از مسیر من است؛ مسیری که در کتاب «تلخ آبی» نیز تلاش کردهام آن را با شما در میان بگذارم.
#علی_شاپری #تلخ_آبی #ایذه #فعالیت_اجتماعی
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است