پروژهی پدری
به کوشش فاطمه ستوده
نشر اطراف
قسمت دوم
روشنشدن ماشین توطئهچینی
«اااااا تو یه پدر دههی هفتادی هستی؟
تو که هنوز خودت بچهای مرد حسابی!
نکنه به دومی هم فکر میکنی؟!
چقدر زود خودت رو برای شکست آماده کردی!»
این جملهها من را آدم سرهمبندیشدهای نشان میداد که در لفاف پیلهای خشک زندگی کرده و پدر و مادرش هولهولکی و سرسری مونتاژش کردهاند تا زودتر تشکیل خانواده بدهد، تا زودتر نوهشان را ببینند و بعد پسرشان را تماشا کنند که چطور پرشور و حماسی غلت میزند روی مشکلات زندگی و از پس همهچیز برمیآید. چنین نگاهی باعث میشد فکر کنم هیچ تجربهای ندارم. انگار از وسط بازی بچهگانه یقهام را گرفته باشند و انداخته باشند توی یک بازی دیگر.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است