افسانهای از روستای سیاهدره
در اولین اپیزود از مجموعه «افسانههای تاریک جهان»، به روستایی دورافتاده در ایران میرویم؛ جایی که برف تا نیمهی دیوارها مینشیند و آدمها هنوز به موجودی باور دارند که اسمش را نمیبرند: آل.
گلنار، مادری جوان، هر شب آتش روشن میکند، نمک میریزد و در و پنجره را میبندد تا از نوزادش، آوا، محافظت کند. اما هر شب صدای جدیدی میشنود: گریهی زنی در کوچه، خشخش پشت دیوار، و سایهای با کلاه بلند روی دیوار اتاق. پیرزن همسایه، خاور، میگوید آل برگشته. و نشانهاش یک چیز است: آینه را برنگردان.
این داستان دربارهی نوزادی نیست که دزدیده میشود. دربارهی مادری است که فکر میکند از فرزندش محافظت میکند... تا وقتی که میفهمد چیزی در خودش تغییر کرده.
🎧 برای تجربهی بهتر، با هدفون گوش کنید.
⚠️ هشدار: این اپیزود شامل فضاسازی ترسناک و مضامین وحشت روانی است.
منابع الهام: باورهای عامیانه ایرانی دربارهی آل
راوی و تولید: Mr nobody
مدت زمان: حدود ۴۵ دقیقه
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است