موضوعی که دوست دارم توی پادکستم دربارهش حرف بزنم، سالگرد تروماست؛ یا بهتر بگم:
Trauma Anniversary
تقویم؛ چیزی که به روان ما یادآوری میکنه.گاهی نزدیک شدن به یک تاریخ، بدون اینکه اتفاق جدیدی افتاده باشه، حال ما رو دگرگون میکنه. گاهی فکر میکنیم قراره اون اتفاق دوباره تکرار بشه. سالگرد تروما نشوندهندهی قدرت حافظهی ناخودآگاه و ارتباط مستقیمش با بدن و ذهنه و ممکنه سالها خودش رو به شکل اضطراب، خشم یا ناراحتی نشون بده.یکیش مثل زمستون پارسال؛ زمستونی که سردخونهای به وسعت وطن بود و اکثریتمون انگار توی سوز زمستون، همراه با خیل عظیمی از آدم ها، خاک شدیم.
خیلیهامون هنوز کار میکنیم، درس میخونیم، ورزش میکنیم و مهمونی میریم؛ اما توی وجودمون غمی هست که دیگه تمام زندگیمون رو مختل نمیکنه. ولی هنوز وقتی رنگینکمان میبینیم، گریهمون میگیره. هنوز وقتی ۲۰۷ مشکی میبینیم، اشک میریزیم. بدنساز میبینیم، بغض میکنیم.
چطور میتونیم به خودمون کمک کنیم و کمتر درد بکشیم؟۱. همدیگه رو تنها نذاریم.توی اون ایام سعی کنیم بیشتر کنار هم بمونیم و مدام با هم همدلی داشته باشیم. احساسات منفی و نشخوار فکریمون رو کنار بذاریم و موقع صحبت کردن، به هم عذاب وجدان ندیم، همدیگه رو قضاوت نکنیم و نسبت به هم بیرحم نباشیم.
حتی از صحبت کردن دربارهی اتفاقی که افتاده هم فرار نکنیم. بههیچعنوان نگیم: «به قسمت روشن ماجرا فکر کن» یا «شاید حتی ممکن بود از این بدتر بشه». یعنی دنبال بیان حقیقت منطقی نباشیم.و در آخر باید بگم که توی فرهنگ ما، سالگرد یکی از ایستگاههای مهم سوگه. پس از گذشت چند ماه از یک فقدان، ذهن از لایهی اولیهی انکار و شوک عبور میکنه و با پذیرش روبهرو میشه.و امروز، پس از گذشت این زمان، سنگینی این حس کمتر نشده که هیچ، حتی عمیقتر و ساکتتر شده. این بخش یکی از طبیعیترین فرایندهای پردازش سوگه.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است