• 18 ساعت پیش

  • 126

  • 49:46

غروب محدود | کورمک مک‌کارتی | فصل ۱۱ - قسمت ۱

پادکست فارسی ارور۴۰۴ | ادبیات • فلسفه • ذهن
1
توضیحات

اگه یه نفر تصمیم گرفته باشه به زندگی خودش پایان بده، تو می‌تونی با چند ساعت حرف زدن نظرش رو عوض کنی؟ یا بعضی آدم‌ها اون‌قدر از زندگی خسته شدن که دیگه هیچ حرفی نمی‌تونه نجاتشون بده؟

یک روز، دو مرد غریبه روبه‌روی هم می‌شینن.

یکی تصمیم گرفته به زندگی خودش پایان بده. اون یکی، مردیه که نمی‌تونه قبول کنه یه انسان زنده، با پای خودش، مرگ رو انتخاب کنه.

نه اسلحه‌ای در کاره، نه تعقیب‌وگریزی، نه حادثه‌ای عجیب‌وغریب.

فقط دو مرد، یک اتاق، و گفت‌وگویی که قراره همه‌چیز رو زیر سؤال ببره؛ از معنای زندگی و ایمان گرفته تا آزادی، رنج و حق انتخاب.

اما اگه هیچ‌کدوم نتونن دیگری رو قانع کنن، چی؟

در «غروب محدود»، کورمک مک‌کارتی ما رو به تماشای یک اتفاق نمی‌بره؛ ما رو وسط یک جدال قرار می‌ده. جدالی که ممکنه در پایانش، نه‌تنها نظرمون دربارهٔ زندگی، بلکه تصوری که از خودمون داریم هم تغییر کنه.

این بار، سؤال این نیست که زندگی ارزش زیستن داره یا نه؛ سؤال اینه که وقتی کسی دیگه چنین ارزشی رو نمی‌بینه، تو چه جوابی براش داری؟

_______________________

غروب محدود | کورمک مکارتی

فصل یازدهم | قسمت ۵۱

تم فصل | فرسودگی امید

_______________________


با صدای
محمد خدری

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads