• 1 هفته پیش

  • 0

  • 00:00

غزل ۲۴۵۸ شمس | نقد حال ما | تفسیر غزل مولانا | سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌ی

نقد حال ما: دلگفته‌های غزلیات شمس
0
توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا با فربُد بهبهانی غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۲۴۵۸ سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌ی در این اپیزود، دلگفته‌ای بر غزلی از مولانا را می‌شنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. وبسایت: https://molanatafsir.com صفحه این غزل: https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-2458 یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=iKnOVAg1ABo&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=28 تلگرام: https://t.me/Naghde_Hale_Ma متن غزل: ۱. سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌ی زخم مزن بر جگر خستهٔ خسته‌جگر‌ی ۲. بر دل من زن همه را ز آنک دریغ است و غبین زخم تو و سنگ تو بر سینه و جان دگری ۳. باز رهان جمله اسیر‌ان جفا را جز من تا به جفا هم نکنی در جز بنده نظری ۴. هم به وفا با تو خوشم هم به جفا با تو خوشم نی به وفا نی به جفا بی‌تو مباد‌م سفر‌ی ۵. چونک خیالت نبود آمده در چشم کسی چشم بزِ کشته بوَد تیره و خیره‌نگر‌ی ۶. پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگی کاش بر این دام‌گه‌م هیچ نبودی گذری ۷. چند بگفتم که خوشم هیچ سفر می‌نروم این سفر صعب نگر ره ز علی تا به ثری ۸. لطف تو بفریفت مرا گفت برو هیچ مرم بدرقه باشد کرمم بر تو نباشد خطر‌ی ۹. چون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شوی باز بیایی به وطن با‌خبر‌ی پر‌هنر‌ی ۱۰. گفتم ای جان خبر بی‌تو خبر را چه کنم‌؟ بهر خبر خود که رود از تو مگر بی‌خبر‌ی‌  ۱۱. چون ز کفت باده کشم بی‌خبر و مست و خوشم بی‌خطر و خوف کسی بی‌شر و شور بشر‌ی ۱۲. گفت به گوشم سخنان چون سخن راه‌زنان برد مرا شاه ز سر کرد مرا خیره‌سر‌ی ۱۳. قصه دراز است بلی آه ز مکر و دغلی گر ننماید کرمش این شب ما را سحر‌ی

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads