توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۷۲۳
نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1723
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=gDs0ZpJNIpA&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=16
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
۲. به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم
که من تو را نگذارم، به لطف بردارم
۳. رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم
سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم
۴. هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست
اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم
۵. ببستهست میان ، لطفِ من به تیمارت
که دیدهای برکاتِ وصال و تیمارم
۶. هزار شربت شافی به مهر میجوشد
از آن شبی که بگفتی به من که «بیمارم»
۷. بیا به پیش که تا سرمهٔ نو اَت بکشم
که چشمروشن باشی به فهمِ اسرارم
۸. ز خاصِ خاصِ خودم لطف کی دریغ آید؟
که از کمال کرم دستگیر اغیارم
۹. تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان
که یافت شد به جوال تو صاع انبارم
۱۰. تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی
هزار لطف در آن بود اگر چه قهارم
۱۱. نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش؟
به چشم لطف نظر کن به جمله آثارم
۱۲. به خلوتش همه تأویل آن بیان فرمود
که من گزاف کسی را به غم نیازارم
۱۳. خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد
ولی مبر تو گمان بد، ای گرفتارم!