• 1 هفته پیش

  • 1

  • 00:00

غزل ۱۱۲۹ شمس | نقد حال ما | تفسیر غزل مولانا | عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیر

نقد حال ما: دلگفته‌های غزلیات شمس
0
توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا با فربُد بهبهانی غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۱۱۲۹ عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیر در این اپیزود، دلگفته‌ای بر غزلی از مولانا را می‌شنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی. وبسایت: https://molanatafsir.com صفحه این غزل: https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-1129 یوتیوب: https://www.youtube.com/watch?v=NcFt2BfF_nk&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=17 تلگرام: https://t.me/Naghde_Hale_Ma متن غزل: ۱. عمر که بی‌عشق رفت، هیچ حسابش مگیر آب حیات‌ست عشق، در دل و جانش پذیر ۲. هر که جز این عاشقان، ماهیِ بی‌آب دان مرده و پژمرده است، گر چه بود او وزیر ۳. عشق چو بگشاد رخت، سبز شود هر درخت برگ جوان بر دمد، هر نفس از شاخ پیر ۴. هر که شود صید عشق، کی شود او صید مرگ؟ چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر؟ ۵. سر ز خدا تافتی، هیچ رهی یافتی؟ جانب ره بازگرد، یاوه مرو خیر خیر ۶. تنگ شکر خر بلاش، ور نخری سرکه باش عاشق این میر شو، ور نشوی رو بمیر ۷. جملهٔ جان‌های پاک، گشته اسیران خاک عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر ۸. ای که به زنبیل تو، هیچ کسی نان نریخت در بن زنبیل خود، هم بطلب ای فقیر ۹. چست شو و مرد باش، حق دهدت صد قماش خاک سیه گشت زر، خون سیه گشت شیر ۱۰. مفخر تبریزیان، شمس حق و دین بیا تا برهد پای دل، ز آب و گل همچو قیر

با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads