توضیحات
دلگفته، شرح و تفسیر غزل شمس از مولانا
با فربُد بهبهانی
غزل مولانا از دیوان شمس تبریزی: غزل ۷۶۵
هله نومید نباشی که تو را یار براند
در این اپیزود، دلگفتهای بر غزلی از مولانا را میشنوید؛ شرح و تفسیری از دل برای غزل شمس، با نگاهی عاشقانه، نمادین، و درونی.
وبسایت:
https://molanatafsir.com
صفحه این غزل:
https://molanatafsir.com/pages/shams/index.html#ghazal-765
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=TNiU17oHmy4&list=PLznfYVVnAWnr4SarhZp1FThSbvIElTcEB&index=12
تلگرام:
https://t.me/Naghde_Hale_Ma
متن غزل:
۱. هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
۲. در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
۳. و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
۴. نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
۵. چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
۶. به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
۷. همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
۸. دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
۹. هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند