آقای «ایمان نژاداحد»، پادکستر و سازندهی پادکستهای «راوکست» و «رپاپ»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛
ایمان آدم کمحرف و گوشهگیری بود؛ آنقدر که وقتی مهمان به خانهشان میآمد، ساعت اول از اتاقش بیرون نمیآمد و دوستانش شوخی میکردند که اگر یک هفته خانه نباشد، کسی متوجه نمیشود. با پادکستهای علی بندری و «چنل بی» فهمید پادکست چیست. چون عاشق داستانها و اتفاقات تاریخی بود، دنبال پادکست تاریخی گشت و جز «پاراگراف» چیزی پیدا نکرد. همین جای خالی او را وسوسه کرد که خودش دست به کار شود.
راوکست پنجم فروردین ۹۸ در یک کمد دیواری متولد شد. ایمان شبها، وقتی خانواده خواب بودند، متنی را که خودش «داغون» مینامید با گوشیاش در کمد ضبط میکرد. در اپیزود سوم، طبقهای که رویش نشسته بود شکست. تا اپیزود چهارم و پنجم هیچکس از این کار خبر نداشت. بعد به برادرش امیر گفت و امیر، که شنوندهی حرفهای پادکست بود، اولین منتقد سختگیر او شد. آخر همان سال اولین اجرای زندهاش را برگزار کرد؛ یک هفته پیش از آنکه ورود کرونا به ایران رسماً اعلام شود.
برای ایمان مهم نیست که چه اتفاقی افتاد؛ مهم این است که چطور و چرا افتاد. سقوط قسطنطنیه را بارها روایت کردهاند، اما او میخواست بداند چه رقابتهای مذهبی، چه خرافهها و چه چنددستگیهایی امپراتوریای به آن بزرگی را از پا انداخت. برای همین اپیزود دو کتاب را از اول تا آخر خواند و خلاصه کرد، سه مستند دید و مقالههای پراکنده را کنار هم گذاشت. بعد همه را از نو و با لحن خودش نوشت؛ لحنی که شنوندههایش عادت کردهاند داستان را با آن بشنوند. شاید به همین خاطر است که این سالها بارها کامنت گرفته: «کاش معلمهای ما تاریخ را اینطور تعریف میکردند.»
ایمان سالها در تیم آیتی کارگزاری آگاه کار میکرد و پادکست را در فرصتهای باقیمانده میساخت. یک سال با خودش کلنجار رفت تا بالاخره کار را کنار گذاشت و فولتایم پادکستر شد. ریتم انتشار راوکست از ماهی یک اپیزود به دو هفته یک بار رسید و سرعت رشدش دو سه برابر شد. حالا نسخهی صوتی راوکست حدود شانزدههفده میلیون دانلود دارد و ویدئوهایش در یوتیوب شش هفت میلیون بار دیده شدهاند. همهی اینها حاصل کار یک تیم دونفره است: ایمان و همسرش، پرستو. خودش بیتعارف میگوید پادکست نجاتش داد؛ از غاری که در آن فرو رفته بود بیرونش کشید و او را به آدمها وصل کرد.
نکتهی شنیدنی دربارهی ایمان همینجاست. همان وسواسی که راوکست را از دل یک کمد بیرون آورد، حالا نمیگذارد کار را به دیگران بسپارد. او بارها امتحان کرده و هر بار کار را پس گرفته است. هدفش هم بیادعا و در عین حال بلندپروازانه است: اینکه وقتی کسی میخواهد سه پادکست به دیگری پیشنهاد بدهد، راوکست یکی از آن سه تا باشد.
در این گفتوگو ایمان از پشتصحنهی این مسیر میگوید؛ از دورههایی که در آنها بیشتر از اشتباههایش حرف میزند تا موفقیتهایش، از اپیزودهای قدیمیای که دوباره ضبطشان کرد، از اینکه چرا مخاطب پادکست و یوتیوب دو جنس متفاوتاند و از ماههای قطعی اینترنت که هزینهی تولید را دو برابر درآمد کرد. او همچنین از برندهایی میگوید که پول بیلبورد میلیاردی را میدهند اما سهم پادکست را دریغ میکنند، و از اینکه چرا برای اسپانسرها به جای آمار کستباکس، آمار واقعی هاستش را رو میکند.
در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه ایمان نژاداحد باشید تا از روایت تاریخ به زبان قصه، تبدیل یک علاقهی پنهانی به شغل تماموقت، کار دونفره و دشواری تیمسازی، اقتصاد پادکست و اسپانسرشیپ، و گذر از تولیدکنندهی محتوا به رسانهدار گفتوگو کنیم. در پایان هم سری میزنیم به کوزی کرنر خودِ ایمان: اتاق کاری با نور آبی کمرنگ و موسیقی بیکلام، جایی که ایدهها یکییکی شکوفا میشوند.
این شما و این گفتوگوی جذاب «ایمان نژاداحد» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.
امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.
از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
برای دیدن و شنیدن نسخهی کامل قسمت دوازدهم پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» کوزی کرنر کافیه عبارت زیر رو در یوتوب، آپارات، فیلیمو، فیدیبو، کستباکس و باقی پادگیرها جستجو کنید:
کوزی کرنر با حسین نصیری
Cozy Corner with Hossein Nasiri
نسخهی صوتی این گفتوگو هم بر روی تمام پادگیرها در دسترس شماست.
پروژهی جدید کوزی کرنر، پادکست روانشناسی روزانهی «دیلی مود» رو دنبال کنید:
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است