دو تا کارگر دورهگرد، توی آمریکای دههی ۳۰، از این مزرعه به اون مزرعه میرن؛ با یک آرزوی ساده: یه روز بتونن یه تکه زمین برای خودشون داشته باشن و بالاخره صاحب زندگی خودشون بشن.
جورج، مردی حسابگر و محتاطه. لنی، غولپیکریه که ذهنش مثل یه بچهست؛ مهربون، ساده و البته... دردسرساز.
اونا فقط همدیگه رو دارن.
تا اینکه توی یک مزرعه، اتفاقی میافته که همهچیز رو تغییر میده و...
این بار، در «ارور ۴۰۴»، میریم سراغ یکی از ماندگارترین داستانهای جان اشتاینبک.
_______________________
اگه از این اپیزود خوشت امد و دوست داشتی سهمی توی ادامه مسیر ارور۴۰۴داشته باشی میتونی از اینجا حمایتش کنی:
|حمایت از طریق سایت دارَمِتْ
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است