در قسمتهای قبلی، داستان صنعت خودرو را از دو نقطه عطف مهم دنبال کردیم؛ ابتدا به سراغ هنری فورد رفتیم، مردی که با استانداردسازی قطعات، تقسیم کار و خط مونتاژ متحرک، مسئلهای را حل کرد که تا آن زمان یکی از بزرگترین موانع توسعه خودرو بود: اینکه چگونه میتوان محصولی پیچیده مثل خودرو را در تعداد بسیار زیاد و با هزینهای بهمراتب کمتر تولید کرد.
بعد از فورد، به سراغ جنرال موتورز و آلفرد اسلون رفتیم و دیدیم که با بزرگ شدن بازار خودرو، مسئله دیگری به وجود آمد؛ مشتری دیگر فقط یک خودروی ارزان نمیخواست، بلکه انتخاب میخواست، مدلهای مختلف، قیمتهای مختلف و خودرویی که با جایگاه اجتماعی و نیاز اقتصادی او تناسب داشته باشد. اسلون بنابراین تلاش کرد سازمان تولید و فروش را با تنوع تقاضای بازار هماهنگ کند و به این ترتیب، مرحله دیگری از تحول صنعت خودرو شکل گرفت.
اما امروز میخواهیم به کشوری برویم که شرایطش با آمریکا کاملاً متفاوت بود؛ کشوری که نه بازار عظیم آمریکا را داشت، نه منابع طبیعی و سرمایه آن را و نه میتوانست بهسادگی همان مدل تولید انبوه آمریکایی را کپی کند.
ژاپن.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است