رمان «خیانت» (Adultery) اثر پائولو کوئلیو، کاوشی جسورانه و در عین حال تکاندهنده در پیچیدگیهایِ ناخودآگاهِ ذهنِ انسانی است که در جستجویِ معنا، به مرزهایِ ممنوعه نزدیک میشود؛ داستانی که به جای قضاوتِ اخلاقی، مستقیماً به سراغِ حفرههایِ خالیِ زندگیِ مدرن میرود و از خلاءِ عاطفی سخن میگوید که حتی در میانهیِ یک زندگیِ بهظاهر کامل و مرفه، میتواند روحِ آدمی را به زوال بکشاند. لیندا، قهرمانِ داستان، زنی است که در نگاهِ اول همهچیز دارد—خانوادهای موفق، شغلی ثابت و همسری مهربان—اما در پسِ این آرامشِ ظاهری، با طوفانی از سردرگمی و بیحسی دست و پنجه نرم میکند که او را به سمتِ یک ماجراجوییِ خطرناک سوق میدهد. کوئلیو در این اثر، با نثری صریح و بیپروایِ همیشگیاش، ما را با این حقیقتِ تلخ روبرو میکند که گاهی بزرگترین خیانت، خیانت به «خود» و رویاهایِ فراموششدهیِ خویش است؛ زمانی که ما در پیِ یافتنِ هیجان در دنیایِ بیرون هستیم تا شاید جایِ خالیِ اشتیاق را در درونمان پر کنیم. «خیانت» داستانی نیست که تنها به روابط زناشویی بپردازد، بلکه آیینهای است در برابرِ تمامیِ کسانی که در جستجویِ یافتنِ «شورِ زندگی» و بازپسگیریِ هویتِ گمشدهیِ خویش در دنیایی هستند
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است