توضیحات
اینجا کسی از درد دست به دامن ساقی شده
چشم به راه معشوقه و کنار غم انتظار، از فکر فانی بودن نمیتونه بیدغدغه کنار یار آروم بگیره
که اگه انتظار رسیدنش اینه، وای از نبودنش
ای وای اگه راه نجاتی از این شب طوفانزده نباشه
"ساقی بیا
جامی از شراب به من بده
که از چیزی درد میکشم که قرار بود درمان من باشه"