توضیحات
تا حالا شده وسطِ طوفانهای زندگی یک شاهکار خلق کنی، اما آدمها فقط همان چند ثانیه فرودِ خشن و لرزشهای آخرِ پرواز را ببینند و به پای ناشیگریات بگذارند؟آدم از این قضاوتِ ناعادلانه دیوانه میشود! اما بیایید یک لحظه در آینهی کابین به خودمان نگاه کنیم...ما خودمان چند بار این جفا را در حق دیگران کردهایم؟ چند بار چشممان را روی ساعتها پروازِ آرام و حمایتهای یک نفر بستهایم و فقط رفتارهای تلخش را «گلچین» کردهایم؟مغز ما عاشق این است که از رفتارهای بدِ دیگران، آجرهایی بسازد برای خلقِ یک «شخصیت شرورِ سینمایی»! یک درامِ خیالی درست میکند که در آن ما همیشه «قهرمانِ مظلوم و رنجکشیدهی آسمان» هستیم و بقیه مقصر و ظالم!این دقیقاً همان تلهی خطرناکِ داستانسازی است؛ جایی که حقیقتِ یک انسانِ کامل را در دو سه برخوردِ بد خلاصه میکنیم تا خشمِ خودمان را توجیه کنیم.اما چطور باید این قاضیِ بیانصافِ درون را ساکت کرد و دکمهی ارسالِ بیسیم را فشار نداد؟ چطور باید دست از قصهسازی برداشت و به دادههای عریان و بیطرفِ «جعبهسیاه» پناه برد؟🎧 قسمت دوازدهم کمکخلبان روزهای سخت: «جعبهسیاهِ ذهن؛ دادگاه اعداد در برابر قصهها»