توضیحات
گاهی احساس میکنیم از زندگی عقب ماندهایم.آدمهایی را میبینیم که جلوتر از ما به نظر میرسند؛ یکی موفق شده، یکی عاشق شده، یکی خانه ساخته، یکی مهاجرت کرده و یکی به چیزی رسیده که ما سالها آرزویش را داشتهایم.و بعد، آرام و بیصدا از خودمان میپرسیم: «پس من چی؟»اما اگر مسئله این نباشد که ما عقب ماندهایم؟ اگر فقط در حال مقایسه مسیر خودمان با مسیری باشیم که شخص دیگری برای خودش انتخاب کرده؟در قسمت اول «جاده بی پایان» درباره همین ترس حرف میزنیم؛ درباره بزرگ شدن، مقایسه کردن خودمان با دیگران، تصمیمهایی که دیگر نمیخواهیم، گذشتهای که رهایمان نمیکند و این سؤال که آیا واقعاً برای شروع دوباره دیر شده است یا نه.شاید ما گم نشدهایم. شاید فقط هنوز راه خودمان را پیدا نکردهایم.این جاده هنوز تمام نشده.