فیلم «جوکر» به کارگردانیِ تاد فیلیپس، در نگاهِ اول، داستانیست در بابِ سقوطِ یک انسان. سقوطِ آرتور فلک، مردی تنها، بیمار و طرد شده، که در تلاش است تا جایگاهِ خود را در جهانی بیرحم پیدا کند. او رویایِ استندآپ کمدین شدن را در سر دارد، اما زندگی دائماً بر سرِ راهش آشیانه میسازد. او توسطِ جامعه، توسطِ اطرافیانش، و حتی توسطِ سیستمِ درمانی که قرار است به او کمک کند، موردِ آزار و اذیت قرار میگیرد.
اما «جوکر» چیزی فراتر از یک تراژدیِ صرف است. این فیلم، یک مطالعهی عمیق بر روی روانِ انسانی و بسترِ اجتماعیِ شکلگیریِ خشونت و هرج و مرج است. فیلیپس با هوشمندی، فضایی وهمآلود و دلگیر را خلق میکند. گاتهامِ او، شهری است کثیف، فاسد، و پر از تنشهایِ طبقاتی. خیابانها مملو از اعتراضاتِ مردمی است، زبالهها همه جا ریخته، و بویِ ناامیدی در هوا موج میزند. این فضا، فقط یک پسزمینه نیست؛ بلکه بازتابی است از آشفتگیِ درونیِ آرتور.
فیلم به طرزِ شگفتانگیزی، دوربین را رویِ چهرهی واکین فینیکس متمرکز میکند. بازیِ او، نه تنها یک اجرا، بلکه تجسمِ واقعیِ رنج، انزوا، و فروپاشیِ روانی است. هر لبخندِ اجباری، هر لرزشِ صدا، و هر رقصِ ناموزونِ آرتور، داستانی از درد را روایت میکند. ما شاهدِ تبدیلِ تدریجیِ یک انسانِ درهمشکسته به نمادی از هرج و مرج هستیم، کسی که از قربانی به هیولا تبدیل میشود، یا شاید… به چیزی که جامعه از او ساخته است.
موسیقیِ هیلدور گودنادوتیر، نقشِ حیاتی در این فضا دارد. ویولنِ غمانگیز و وهمانگیزِ او، پژواکِ تنهایی و جنونِ آرتور است و حسِ تعلیق و اضطراب را تا اوجِ خود بالا میبرد. فیلمبرداریِ لارنس شر، با قاببندیهایِ بسته و رنگهایِ سرد، احساسِ خفقان و انزوا را تشدید میکند. تمامِ این عناصر، دست به دست هم میدهند تا تصویری تیره و تکاندهنده از سقوطِ یک انسان و جامعهای بیمار را به نمایش بگذارند.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است