• 1 روز پیش

  • 4

  • 05:41
توضیحات

جک یه پسر جوون و فقیره که با مادرش زندگی می‌کنه. یه روز مادرش بهش می‌گه باید گاوشون رو بفروشه تا بتونن یه‌کم پول دربیارن. جک تو راه، گاو رو می‌ده به یه پیرمرد عجیب در ازای چند تا لوبیای جادویی. مادرش که می‌فهمه، عصبانی می‌شه و لوبیاها رو از پنجره پرت می‌کنه بیرون.

ولی شب که می‌شه، از همون لوبیاها یه ساقه‌ی غول‌پیکر می‌رویه که تا ابرها می‌ره بالا. جک از ساقه بالا می‌ره و می‌رسه به قلعه‌ی یه غول. اونجا چند بار می‌ره و میاد و هر بار یه چیز باارزش می‌دزده

آخرسر غول می‌فهمه و دنبالش می‌کنه. جک سریع پایین میاد و ساقه رو با تبر قطع می‌کنه. غول از بالا می‌افته . جک و مادرش هم با اون گنج‌ها دیگه فقیر نمی‌مونن.



با صدای
امیررضا توسلی
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads