از درد دست به دامن ساقی شده
چشم به راه معشوقه و همراه غم انتظار، فکر فانی بودن نمیذاره بیدغدغه کنار یار آروم بگیره.
که اگه انتظار رسیدنش اینه، وای از نبودنش
وای اگه راه نجاتی از این شب طوفانزده نباشه
ساقی بیا
جامی از شراب به من بده
که از چیزی درد میکشم که قرار بود درمان من باشه
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است