• 2 هفته پیش

  • 1.6K

  • 17:25

تلقین - مثنوی معنوی

پادکست فارسی داستان های کهن
0
توضیحات

یکی از داستان‌های جالب مثنوی مولانا درباره قدرت «تلقین» است.

روزی چند شاگرد که از درس و مکتب خسته شده بودند، تصمیم گرفتند کاری کنند تا استادشان کلاس را تعطیل کند. با هم نقشه‌ای کشیدند.

وقتی استاد وارد شد، شاگرد اول با نگرانی گفت:

«استاد، حالتان خوب است؟ رنگ صورتتان خیلی پریده.»

استاد ابتدا توجهی نکرد. اما کمی بعد شاگرد دوم هم همان حرف را تکرار کرد:

«استاد، انگار مریض شده‌اید.»

بعد شاگرد سوم و چهارم هم یکی پس از دیگری با نگرانی از حال بد و رنگ پریده استاد گفتند.

کم‌کم استاد به شک افتاد. با خودش فکر کرد: «شاید واقعاً بیمارم و خودم خبر ندارم.»

هرچه این حرف بیشتر تکرار شد، احساس بیماری در وجودش قوی‌تر شد؛ تا جایی که واقعاً احساس ضعف و ناخوشی کرد. درس را تعطیل کرد و به خانه رفت.

وقتی همسرش گفت که هیچ نشانه‌ای از بیماری در او نمی‌بیند، استاد حرف او را قبول نکرد؛ چون ذهنش از قبل تحت تأثیر گفته‌های شاگردان قرار گرفته بود.

مولانا با این داستان نشان می‌دهد که ذهن انسان تا چه اندازه می‌تواند تحت تأثیر تکرار حرف دیگران قرار بگیرد. گاهی چیزی که در ابتدا واقعیت ندارد، اگر بارها به ما گفته شود و آن را باور کنیم، می‌تواند روی احساس، رفتار و حتی جسم ما اثر بگذارد.

پیام داستان ساده اما عمیق است:

هر چیزی که زیاد می‌شنویم، لزوماً حقیقت نیست؛ اما اگر مراقب نباشیم، ممکن است ذهن ما آن را به حقیقت تبدیل کند.


با صدای
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads