سخنی از نویسنده
گاهی یک نامه، حتی اگر هرگز به مقصد نرسد، مقصد را تغییر میدهد.
«نامههای سرگردان من» تلاشی برای گفتوگو با آدمها نیست؛ تلاشی برای گفتوگو با
اندیشه هاست
من به چاپلین نامه ننوشتهام؛ به لبخندی نوشتهام که پشت آن اشک پنهان بود. به هیتلر نامه ننوشتهام؛ به آن تاریکی نوشتهام که اگر مراقب نباشیم، در هر انسانی میتواند متولد شود. به شازده کوچولو ننوشتهام؛ به کودکی نوشتهام که هرچه بزرگتر شدیم، بیشتر از او فاصله گرفتیم. به کوزت ننوشتهام؛ به رنجی نوشتهام که هنوز در گوشهای از جهان، نام دیگری دارد.
این کتاب، دفتر خاطرات تاریخ نیست؛ جهانی برای نگاه کردن است
شاید در میان این صفحات، روزی نامهای را پیدا کنید که سالها پیش باید برای خودتان نوشته میشد.اگر چنین شد، دیگر این نامهها سرگردان نیستند؛ این بار، مقصد خود را پیدا کردهاند.
این نامهها، قضاوت نیستند؛ دعوتی برای اندیشیدن هستند
سهم من از این کتاب پرسیدن است نه پاسخ.
فرید اسرافیلی
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است