توضیحات
📻 رادیو باپوک تقدیم می کند:غزل: «آوار ها»شعر و اجرا: مبین پرویزیای شراب شاه بیت شعر ناهشیار هانوشداروی غزلخوان، حافظ بیمار هایاد خورشید تنت شد کار شعر هر شبمبی تو بی رحم است شهر سرد با شبکار هابی تو من مزمن ترین افسرده ی تاریخ شعربی تو معروفم در اینجا - شهر ناهنجار ها -مور بودم اوج قصدم گندم رویت، ولیله شدم در شهر با باتوم لا کردار هاگوشه ای تنها تمرگیدم دلم تنگ تو بود له شدم بی تو فشار قبر شد دیوار هاوقت آغاز بهاران مرگ من شد سرنوشتله شدم فصل شکفتن بی تو در رگبار هاله شدم له ، له شدم له، له شدم روزی سه بار له شدن انگار شد تک چاره ی ناچار هاحال در من یک جسد در انتظار مردن استمرگ قلب مرد مرده ... حلقه ی تکرار هابر سر پل های برگشت تو ماندم تا ابد«سرپلی» معروف گشتم زیر این آوار ها...✍️ مبین پرویزیپ ن: مصرع آخر اشاره به زلزله دردناک سال 1396 و تکرار آن در سال 1397 در سرپل ذهاب کرمانشاه دارد که صد ها نفر جانشان را در زیر آوار جا گذاشتند و هزاران نفر در سرد ترین روز های سال بی خانمان شدند...