توضیحات
یاسین حجازی این بار از گذشتۀ خودش نوشته و این ویژگی خاص روایت او در این شماره است. از اضطرابی گفته که با شبهای تهران ادامه دارد. او شب را زیبا نمیبیند. شب، این حافظۀ پنهان شهر، برایش دلواپسی میآورد. هیچ چیز در این حافظه گم نمیشود؛ کلمهها، خاطرهها و رنجها در هوای تهران میمانند و با هر نفس جابهجا میشوند.